زندگی....
زندگی پژمردن يک برگ نيست. بوسه ای در کوچه های مرگ نيست....
زندگی يعنی ترحم داشتن با شقايقها تفاهم داشتن....![]()
![]()
![]()







هیچ گاه از این نمی ترسم که مرا بشناسی و دوست نداشته باشی همواره این که نشناخته دوستم بداری می ترساندَم ...![]()
تو محبوبه ی شب بودی و من بلبل باغ همسایه ؛ شبی که برای اوّلین بار عطر تو خواب را از سرم می پراند ، صدای خود را در شب رها کردم ، سپیده که زد صدایی برایم نمانده بود ، همه ی گل ها مرا بیگانه می نگریستند ، آن ها نمی دانستند که بی تو نایی در حنجره ندارم ...![]()
کاش ! ای کاش می توانستی؛ می توانستی تنها لحظه ای ، جای من باشی
...![]()

تا دریای رسیدن![]()
از شاخه های انتظار![]()
ماهی بودم
یا پرنده شاید...
واز بهار تو
زندگی مقصدی است که مسیر مشخصی ندارد.گهگاهی هم که مسیر داردتابلو ندارد.پس باید فقط زندگی کرد تا به هدف رسید؟!!















